برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
سر سفره تا عزیز نیاید لب به غذا نزد.با غذایش بازی میکرد که کسی مدام تعارف نکند.عزیز که نشست و اولین لقمه را در دهانش گذاشت،او هم شروع کرد.
پ ن:خیلی تقیٌدی به این کارها ندارم .اما دیدنش قشنگ است.آدم را سر ذوق می آورد.
بیایید گاهی تفننی از این محبت ها که خیلی وقت ها هیچ کس نمی فهمد بکنیم.
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
#غافلگیری_های_خدا_طور
ریحانه:ببین این آدما از پس کلشونم معنویت معلومه.
من:آره ،همشونم دارن قافله میخونن.
ریحانه:قافله چیه؟خاک به سرم اون نافله است.
من:هان؟نه یه چی دیگه بود.نوک زبونمه ها..........قویله فقیله آهاااااا یادم اومد غفیله است.
پ ن :خوشبختی یعنی یه جا که فکرشو نمیکنی،رفیقتو ببینی
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری